نوشته شده توسط امپراطور در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت | لینک ثابت |
درباره وبلاگ

آری فرداست.
با امیدی چند و نگاهی دردمند. در پس کوچه های تنهایی تو را خواهم خواند تا نکند مردی از دیار پول و خوشبختی چشم های تو را برباید. جان دوصد عاشق به نیم نگاه تو نمی ارزد! پس آنها را در حراجی زمان به دل هایی مسپار که تفاوت چشم های آبی و آبی را نمی دانند. فردا چشم انتظار نگاه توست و من چشم انتظار فردا...
امپراطور
با امیدی چند و نگاهی دردمند. در پس کوچه های تنهایی تو را خواهم خواند تا نکند مردی از دیار پول و خوشبختی چشم های تو را برباید. جان دوصد عاشق به نیم نگاه تو نمی ارزد! پس آنها را در حراجی زمان به دل هایی مسپار که تفاوت چشم های آبی و آبی را نمی دانند. فردا چشم انتظار نگاه توست و من چشم انتظار فردا...
امپراطور
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
نویسندگان
امکانات
لوگوی دوستان











